اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حکمت
التماس به خلق خدا ذلت است
اگر برآورده شود منت است و اگر نشود خفت
و به راستی چه مهربان است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حکمت
التماس به خلق خدا ذلت است
اگر برآورده شود منت است و اگر نشود خفت
و به راستی چه مهربان است
یا نه اصلا آدمی دیگر شویم
از همین امروز هنگام نماز
با خدا قدری صمیمی تر شویم


صداي ناله مي باريد ولي تن خشک حسرت بود
طلوع بغض سرگردان به عمر گريه مي افزود
دريغ از جرعه اي خورشيد در اين سرماي بعد از تب
دريغ از لحظه اي ساحل در اين امواج شب در شب
غزل مرثيه مي خواند کبوتر در پي دام است
از اين ظلم فريبنده خيال کفر آرام است
عقيق صبر وا مانده به صحراي سراب و خواب
طلوعي تازه مي خواهيم بيا اي عشق عالم تاب
به رنگ پرده ي کعبه به جاي پاي ابراهيم
قسم بر مسجد الاقصا که ما تنهاي تنهاييم
اللهی آمین
به کعبه گفتم تو از خاکی من از خاک چرا باید به دور تو بگردم
ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم